تبلیغات
گروه منتظرین مهدی

گروه منتظرین مهدی

نماز کلید بهشت است نمازمان را بخوانیم قبل از آنکه نمازمان را بخوانند

حکایت دانش آموزانی که در پرتگاه جوانی و نوجوانی سقوط می کنند

81581938-6406439

جنس مخالف واحد درسی که برخی از دانش آموزان بیرون از مدارس می گذرانند! و بی توجهی به آن باعث شده زنگ خطر به صدا درآید.

دانش آموز دختر دوم دبیرستان است، شور و نشاط را می توان در خنده های معصومانه اش حس کرد، از درس هایش می پرسم، می گوید، دوست ندارم در این باره حرفی بزنم، اغلب بچه ها مرا به باد تمسخر می گیرند.

می گویم اشکالی ندارد، اگر همت کنی می توانی وضع درس هایت را بهبود ببخشی.

جنس مخالف واحد درسی که برخی از دانش آموزان بیرون از مدارس می گذرانند! و بی توجهی به آن باعث شده زنگ خطر به صدا درآید.

دانش آموز دختر دوم دبیرستان است، شور و نشاط را می توان در خنده های معصومانه اش حس کرد، از درس هایش می پرسم، می گوید، دوست ندارم در این باره حرفی بزنم، اغلب بچه ها مرا به باد تمسخر می گیرند.


می گویم اشکالی ندارد، اگر همت کنی می توانی وضع درس هایت را بهبود ببخشی.

در مقابل توصیه ام می خندد و می گوید راستش را بخواهید من نه تنها شاگرد اول کلاسم بلکه شاگرد اول مدرسه نیز شده ام، با این حال دوست ندارم بگویم چون بچه ها مسخره ام می کنند.

دلیلش را می پرسم، می گوید: به خیال خودشان من امل هستم و فقط درس خواندن بلد هستم و چیزی از عشق و عاشقی دوران مدرسه نمی دانم و کاملا برایشان کسل کننده هستم.

با تعجب از وی می خواهم سخنانش را واضح تر برایم شرح دهد، می گوید: اکثر هم سن و سال های من مثلا همکلاسی هایم چند تا دوست پسر دارند و هر کسی دوست نداشته باشد مسخره اش می کنند، وضع درس هایشان که افتضاح است، شاید بگویند که من امل هستم و از زندگی فقط درس خواندن را می دانم، با این حال من خطرات و اتفاقاتی را که آنها در قبال این دوستی ها دچارش می شوند، درک می کنم و می بینم و نیازی نیست وارد چنین رابطه های ناسالم بشوم، به خیال خودشان عشق و عاشقی می کنند و آخر کارشان به فرار از خانه و بدترینشان خودکشی می کشد.

مهسا ادامه می دهد: چند روز پیش یکی از بچه های کلاس را از مدرسه اخراج کردند، شیلا دختری بود که با پسرها دوستی می کرد و کارش به جایی رسیده بود که چطور بگویم (سر دخترهای مدرسه با پسرها معامله می کرد) آخر سر مدیر مدرسه فهمید و اخراجش کرد.

هاج و واج به حرف های مهسا گوش می دهم، می گویم: مگر می شود، انگار این دختر نقش مافیا را در مدرسه بازی می کرد.

مهسا اظهار می کند: یک ماه پیش دو تا از هم کلاسی ها که با دو پسر دوست بودند و به خیال خودشان دارند عشق و عاشقی می کنند، تمام طلا و جواهرات مادرشان را برای اینکه با دوست پسرشان فرار کنند، دزدیدند، آخر سر هم پسرها با زور کتک طلا و پولشان را گرفتند و فرار کردند.

وی می گوید: علیرغم هزینه های کلانی که والدین برای بهبود وضع درسی کودکانشان متحمل می شوند، هیچ تغییری در وضع درسی اکثر دانش آموزان ایجاد نمی شود، حتی یکی از بچه های مدرسه که از یک خانواده مرفه ای بود، پدر و مادرش او را در انواع کلاس های درسی ثبت نام کرده بود، سال پیش با یک پسر معتاد دوست شده بود و به بهانه عاشق شدن کلی پول خرج این پسر می کرد و آخر سر کارش به جایی رسیده بود که می خواست با این فرد معتاد فرار کند و وقتی با مخالفت والدینش روبه رو شد و والدینش در خانه حبسش کردند، دست به خودکشی زد، البته نجات یافت با این حال از وضع روحی خوبی برخوردار نیست و افسرده است و در خانه می ماند.

می پرسم، آیا در مدرسه مشاوره ای دارید که به چنین مشکلات دانش آموزان رسیدگی کند؟

در پاسخ اظهار می کند: خانم راستش را بخواهید در مدرسه مشاوره داریم، با این حال گاها’ این مشاوره را بچه ها سوسول بازی می نامند، به نظرم مشکلات این بچه ها را باید پدرمادرشان حل کند.

حرف های این دختر مدرسه ای را که می شنوم، باورش برایم سخت می شود که چنین اتفاق هایی در مدرسه آن هم در تبریز شهری که به مرکز تشیع جهان اسلام معروف است اتفاق می افتد و دختران کم سن وسال مدرسه ای اینچنین قربانی مسائل به ظاهر عشق و عاشقی می شوند.

چه چیزی باعث شده که دیگر این دانش آموزان از رسالت اصلیشان که درس خواندن است غافل بمانند و چه کسی مسوول مصونیت از این دانش آموزان بی تجربه، ساده و معصوم مدرسه ای است؟

دکتر شیرین زینالی روانشناس کودک و نوجوان در خصوص آسیب های پیرامون دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دختر، می گوید: باید بدانیم که عمدتا رشد کودک و نوجوان متاثر از محیط خانواده است و از همان بدو تولد کیفیت روابطی که کودک با والدین خود برقرار می کند به روابط وی در سال های بعدی تحول، روابط با هم سالان، روابط با مراجع قدرت و روابط با همسر تاثیر می گذارد.

وی ادامه می دهد: پدر و مادری که کودک را در شرایطی ایمن پرورش می دهد و به نیازهای عاطفی وی توجه می کند و خواسته هایش را چه مادی و معنوی در حد معقول برآورده می کند، با فراهم کردن بستری مناسب برای استقلال کودک خود، موجبات رشد سالم کودکش را به وجود می آورد و زمینه پرورش شخصیت سالم در دوران بلوغ و نوجوانی را برای فرزندش خلق می کند.

وی خاطرنشان می کند: وقتی والدینی محیط آموزشی مناسبی را برای فرزندش در نظر می گیرد و در انتخاب دوستان و کنترل رفت و آمدهای وی به خارج از خانه دقت نظر دارد، ذهن نوجوان خود را به سمت تحصیل و پیشرفت معطوف می کند، قطعا کودک خود را در برابر این آسیب ها و ناملایمات مصون می دارد.

این روانشناس کودک و نوجوان اظهار می کند: اینکه والدین بدانند نوجوانشان از کدام فضاهای اینترنتی استفاده می کند و در کدام کلاس های آموزشی شرکت می کند و با چه کسانی رفت وآمد می کند و اقتداری که والدین از خود نشان دهند، می تواند در کاهش این آسیب ها موثر باشد، والدین باید این اطمینان را به نوجوان بدهند که پدر یا مادر دوستی صمیمی و رازدار برایشان است.

زینالی در توصیه به دانش آموزان اظهار می کند: دانش آموزان چه دختر و چه پسر باید برای خود اهدافی را تعیین کنند، هدف هایشان جامع و واقع بینانه باشد هدف هایی از قبیل کسب تحصیلات تکمیلی دانشگاه، ازدواج موفق، خبره شدن در کاری هنری و غیره برای خود در نظر بگیرند و بدون انگیزه و هدف نباشند.

وی ادامه می دهد: از طرفی یک نوجوان مقطع راهنمایی و دبیرستان باید بداند که درست است که از نظر برخی از توانمندی های ذهنی در سطح عالی است با این حال ازدواج و انتخاب همسر نیاز به رشد فکری و ذهنی وی در سطح بالاتر و مشورت با والدین نیاز دارد.

این روانشناس می گوید: به عنوان مثال یک نوجوان ۱۵ ساله نمی تواند تشخیص دهد که چه کسی برای ازدواج با وی مناسب است و آیا شخصی را که از روی احساس انتخاب می کند، استقلال مالی دارد و از توانمندی اداره زندگی زناشویی برخوردار است و یک نوجوان باید بداند تجربه یک رابطه با جنس مخالف زمینه را برای اعتیاد و وابستگی به این روابط فراهم می کند و وقتی یک نوجوان به این گونه روابط عادت می کند، با تمام شدن رابطه به فکر رابطه ای جدید می افتد و با تکرار شدن این رابطه ها آسیب های جدی تر می شود و انرژی ذهنی و درونی نوجوان در تجدید این روابط از دست می رود.

زینالی در توصیه به دختران نوجوان دانش آموز اظهار می کند: دختران جوان و نوجوان در رابطه با جنس مخالف ممکن است متحمل آسیب های جسمی، روحی فراوانی شوند، زمانی دختری با جنس مخالفی رابطه ای برقرار می کند، ممکن است این دختر جوان به بهانه قول ازدواج تن به هر رابطه نامشروعی با فرد دهد و در نهایت علی رغم آسیب های جدی روحی و جسمی برای نوجوان، ممکن است از سوی خانواده و اطرافیان طرد شود و در نهایت این گونه رابطه منجر به افت تحصیلی شخص شود.

حسینی مدیر مدرسه دخترانه ای در تبریز است که در گفتگو با خبرنگار آناج اظهار می کند: مهم ترین علت در رابطه با گریز دانش آموزان دختر و پسر از مدارس و ایجاد میل و رغبت به جنس مخالف در مرحله اول به کانون خانواده و عدم ایجاد رابطه ی صحیح پدر و مادر با فرزندان برمی گردد. زمانی که پدر و مادری نتوانند دختر و پسرشان را در منزل از محبت سیراب نمایند، بدیهی است که این فرد آن نیاز را در خارج از خانه مورد جست و جو قرار می دهد و چون از نظر عقلی هنوز به بلوغ کامل نرسیده در ورطه ی خطاهای گاه جبران ناپذیری می افتد.

وی ادامه می دهد: از طرف دیگر عدم تربیت درست فرزندان زمینه را برای این انحرافات مهیا می کند. در درجه اول تربیت دینی و مذهبی کودک و نوجوان است که در این میان مورد توجه قرار می گیرد. اینکه دختری بداند دوستی خیابانی با یک نامحرم جز عقوبت الهی و انحراف چیز دیگری ندارد را تنها مادر می تواند در افکار دخترش نهادینه سازد.

این مدیر مدرسه بیان می کند: عدم آگاهی از نوع نیاز و نحوه برآورد آن منجر به دوستی های خیابانی می شود، از طرف دیگر با باز شدن پای ماهواره و سریال های آلوده به درون خانواده ها قطعا فرهنگ ها به آرامی تغییر می کنند و کار به جایی می رسد که یک کار ضد دین و فرهنگ همچون دوست دختر و دوست پسر به یک ارزش در جامعه اسلامی مبدل می شود. تا زمانی که خانواده ها سریال های ماهواره ای را برای سرگرمی فرزندان خود بر می گزینند نباید انتظار این را داشت که در راه درست تربیت شوند.

سیمین رضایی یکی از معلمان دبیرستان دخترانه تبریز است که اظهار می کند: تحولات زیادی در طی چند سال اخیر ر بین نگرش نوجوانان و کلا فرهنگ خانواده ها و جامعه در خصوص نوجوانان به وجو آمده است که به نظرم مهمترین علت آن نفوذ رسانه های غرب و شرق مبتذل و انحرافات اخلاقی موجود در انها به چارچوب و کانون خانواده هاست.

وی خاطرنشان می کند: وقتی نوجوانی روزانه اوقات فراغت خود را پای تماشای برنامه های به اصطلاح خانوادگی و تفریحی و در واقع از ریشه مبتذل ماهواره صرف می کند، نباید انتظار داشت که نوجوانی پرورش یافته با فرهنگ اصیل خانواده ایرانی و اسلامی تحویل جامعه بدهیم.

آمار وجود ارتباط غیرمجاز با جنس مخالف در بین دانش آموزان نگران کننده است

ماجرای ارتباط غیرمجاز با جنس مخالف مسئله ای است که به عنوان رفتاری نابهنجار در تمام ادوار در میان نوجوانان و جوانان دیده می شد اما انتشار آمار «ارتباط غیرمجاز با جنس مخالف» در میان دانش آموزان مقطع متوسطه، مسئله ای بود که بسیاری از کارشناسان و خانواده ها را ابتدا شوکه و سپس نگران کرد چون پیش از اینها تصور مردم در خصوص وقوع این نابهنجاری اخلاقی، بسیار محدودتر از این آمار منتشره بود.

در روزگاری نه چندان دور، ممنوعیت ها در مدارس کشور به اندازه ای بود که پوشیدن جوراب پارازین و همراه داشتن دفتر خاطرات هم جرم محسوب می شد و دیده شدن این موارد از سوی اولیای مدرسه با جریمه های مختلفی روبرو می شد، آن سال ها گذشت و شنیدن ممنوعیت ها و محدودیت های آن سالها هم برای نوجوانان این دوره شاید چیزی مانند جوک و لطیفه به نظر بیاید، نسلی که کودکی هایشان را در کنار ماهواره و اینترنت سپری کرده بودند.

سال های ابتدایی دهه ۸۰ زمانی شد برای گستردگی این ابزار ارتباطی در میان همه اقشار و طبقات اجتماعی و این گستردگی در مدت زمان کوتاه به جایی رسید که گوشی موبایل را می شد در دست هر بچه مدرسه ای هم دید.

هجوم تلفن های همراه به خانه ایرانی ها در حالی اتفاق افتاد که مانند همه دیگر پدیده های تکنولوژیک، هنوز فرهنگ استفاده از آن وارد کشور نشده بود و همه افراد برای چشم و هم چشمی هم که شده اقدام به خرید موبایل کردند و گوشی های تلفن همراه را به دست کودکان نوجوانان خود هم دارد. این اتفاق باعث شد که در مدت زمان کوتاهی، همه دانش اموزان مدارس از پایه ابتدایی تا متوسطه به این ابزار جدید دسترسی پیدا کنند.

نکته ای که در این میان باعث نگرانی همه خانواده ها و دلسوزان می شود این است که چگونه می توان نوجوانان و جوانان را در تند باد این بازارهای مدرن ارتباطی، در حفظ و پاسداری از اخلاق و معیارهای دینی و اسلامی راهنمایی کرد؟

اولین پیامد حضور گسترده موبایل در میان نوجوانان و جوانان، ایجاد ارتباطات جدید و پنهان از دیدگان خانواده ها بود، در همین راستا دختر و پسری که تا پیش از این تنها از طریق تلفن ثابت خانه که آنهم از سوی والدین مورد نظارت واقع می شد، می توانستند ارتباطات جدید را تجربه کنند، دیگر تلفنی همراه و خصوصی داشتند با توسل به آن می شد به راحتی و بدون اینکه خانواده از قضیه بویی ببرد، روابط جدید و متنوع را تجربه کرد!

در این میان با اینکه همراه داشتن موبایل در مدارس در سالهای ابتدایی ورود این ابزار ممنوع بود اما در نهایت دانش آموزان به هر ترفندی که شده بود این ابزار را با خود همراه کردند تا بتواند در روابط خود راحتی بیشتری را تجربه کنند.

روابط گسترده میان دختران و پسران دانش آموز در این سال ها بدون نظارت خانواده ها هر روز گسترده تر از روز گذشته می شود، روابطی که پتانسیل شدیدی به گرفتار شدن در دام روابط غیرمجاز و نامشروع داشت.

منبع شبستر نیوز

تاریخ ارسال : چهارشنبه 13 خرداد 1394  08:37 ب.ظ  | نویسنده :   admin

لطفا دیدگاه خود را درباره این مطلب بنویسید

تاریخ ارسال :   چهارشنبه 13 خرداد 1394 10:56 ب.ظ
... به‌ فکر افتادم کتاب جداگانه‌ای درباره امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) بنگارم که آن فواید را در برگیرد، و به سبک جالبی آن را به رشته تحریر درآورم. ولی حوادث زمان و رویدادهای دوران و ناراحتی‌های پی‌درپی، مانع از انجام این کار می‌شد. تا این‌که کسی را ...
http://www.jonbeshnet.ir/news/53354
جالب و مفید بود
به ما هم سر بزنید و با نظرات خوبتون همراهمون باشید

سلام دوست بزرگوار ممنو من رو خیلی خوشحال کرید
چشم حتما میام

admin

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.